این مقاله به بخشی از وظایف نمایندگان و شبکه فروش بیمه در قبال مردم میپردازد، پس یکی از بزرگترین و اصلی ترین وظایف یک فروشنده ی بیمه هدایت و رهبری مشتریان است.اغلب مشتریان پس از شنیدن توضیحات فروشندگان و تصمیم گرفتن برای خرید بیمه دچار تعلل و به تعویق انداختن اجرای تصمیماتشان می شوند،اگر کمی دقیق تر به این موضوع نگاه کنیم میبینیم که خودمان هم در بعضی از موارد درگیر همین مشکلات هستیم قبض های اب،برق،گاز و تلفن را تا لحظه آخر پرداخت نمی کنیم .پرداخت قبض جریمه ی راهنمایی و رانندگی را آنقدر به تاخیر می اندازیم تا به جریمه ی دو برابری برسد و سپس تصمیم به پرداخت قبض ها می گیریم یا پرداخت اقساط وام بانکی ،بارها از جلوی بانک رد می شویم در حالیکه جای پارک برای ماشینمان وجود دارد و بانک هم خلوت است ولی به خودمان می گویییم چه عجله است الان که دیر نمی شود این وضع ادامه پیدا می کند تا وقتی که به اخرین مهلت پرداخت می رسیم،بانک ها شلوغ هستند،خیابان ها شلوغ و پرترافیک،جای پارک پیدا نمی شود مجبور می شوید ماشین را دوبله پارک کنید و یا در جای نامناسب توقف کنید و با استرس و دل شوره دنبال کارتان بروید،در هنگام بازگشت یا اتومبیلتان از سوی پلیس به پارکینگ منتقل شده و یا با قبض جریمه مواجه می شوید در حالیکه اگر در اولین فرصت برای انجام این کار اقدام می کردید به مراتب راحت تر بود و انجام این کار برایتان ارزان تر تمام میشده به هر حال این انتخاب خودتان بوده و تصمیم گیری شما چنین نتیجه ای برایتان رقم زده بنابراین مسئولیت صد درصدی این قضیه بر عهده ی خود شماست.

شبکه فروش بیمه

وظایف نمایندگان و شبکه فروش بیمه در قبال مردم؟

درمورد مشتریان شما هم تقریبا وضعیت به همین شکل است، همین تنبلی و پشت گوش انداختن را با مشتریانتان هم در پیش می گیرید و این امر بر حسب عادت اتفاق می افتد از آن جا که نتیجه ی این پشت گوش انداختن در خرید بیمه نامه بسیار متفاوت با پرداخت قبوض است و در بعضی موارد نتایج آن غیرقابل جبران خواهد بود بنابرابن وظایف نمایندگان بیمه در قبال مردم را سنگین تر می کند ،اجازه دهید یک داستان واقعی از همکاران گرامی خدمتتان عرض کنم:ایشان تجربه ای را از یکی از مشتریانش به نام آقای صادری با ما به اشتراک می گذارد و اضافه می کند که آقای صادری عادت بسیار بدی دارد ،وقتی تصمیمی می گیرد انجام آن را به آینده موکول می کند آینده ای که مشخص نیست چه زمانی است.بارها در خرید اتومبیل یا آپارتمان به رغم اینکه پول لازم را هم برای خرید داشته و تصمیم نهایی را هم گرفته بوده،آن قدر تعلل کرده که آپارتمان یا اتومبیل مورد نظرش به فروش رفته یا بر اثر افزایش ناگهانی قیمت ها مجبور به پرداخت هزینه بیشتر شده.یکی از کارشناسان بیمه مدتی است که وی را متقاعد به خرید بیمه عمر کرده و همه مراحل تنظیم فرم و تکمیل مدارک را انجام داده ولی به دلیل همین عادت به تاخیر انداختن در انجام کارها از کارشناس مربوطه می خواهد چند ماهی فرم پیشنهاد و مدارک را نزد خود نگه دارد و هروقت اعلام آمادگی کرد،بیمه نامه را صادر کند.دو ماه بعد آقای صادری در چهل سالگی دچار سکته مغزی می شود خوشبختانه ایشان از این بیماری جان سالم به درمی برد ولی تبعات این بیماری همچنان باعث آزار و اذیت اوست.آقای صادری بعد ار این ماجرا تازه متوجه می شود خطری جدی از بیخ گوش اش گذشته و فرصتی دوباره برای ادامه زندگی پیدا کرده پس از مشاهده صورت حساب و هزینه های سنگین بیمارستان به فکر می افتد با کارشناس بیمه تماس بگیرد و ماجرا را با وی در میان بگذارد و از او کمک بخواهد تا نسبت به صدور بیمه نامه اش اقدام کند و بار سنگین هزینه ها را به دوش شرکت بیمه منتقل کند غافل از اینکه بیمه نامه را وقتی می خریم که به آن نیاز نداریم و وقتی از آن استفتده می کنیم که امکان خرید آن را نداریم.وقتی با پاسخ کارشناس بیمه مواجه می شود که فرصت طلایی برای اقدام به موقع را از دست داده و حالا باید به تنهایی بار سنگین هزینه ها را بر دوش بکشد،آه عمیقی از ته دل می کشد و افسوس می خورد که چرا به موقع اقدام نکرده است حالا دیگر برای افسوس خوردن هم دیر شده است. آقای صادری پس از تسویه حساب بیمارستان به خانه بر می گردد و با اصرار همسرش با کارشناس بیمه تماس می گیرد،می گوید اشکالی ندارد من هزینه های قبل را پرداخت کردم و الان تصمیم گرفتم از حالا به بعد بیمه نامه عمر برای خودم تهیه کنم.از آن جا که ابتلا به بیماری وضعیت جسمی ایشان را تغییر داده و حال که از سلامتی کامل برخوردار نیست شرکت بیمه حاضر به پذیرش ریسک ایشان نیست و تا آخر عمر هیچ شرکتی حاضر به بیمه کردن ایشان نخواهد بود.

شبکه فروش بیمه

مشاهده می کنیم که ما چگونه با تنبلی و پشت گوش انداختن فرصت های خود را می سوزانیم و گزینه های بد و بدتری را انتخاب می کنیم زمانی که کارشناس بیمه به ما مراجعه می کند و با عزت و احترام از ما می خواهد برای آینده خود و خانواده مان تصمیم گیری کنیم و با برنامه ریزی درست و منطقی حاشیه امنیت برای خودمان ایجاد کنیم با بی توجهی و احساس پیروزی کارشناس بیمه را دست به سر کرده و لبخند فاتحانه ای هم می زنیم که نتوانست به ما بیمه نامه بفروشد غافل از اینکه روزی مجبور می شویم با التماس و خواهش و تمنا درخواست خرید بدهیم اما دیگر دیر شده و چه زود هم دیر می شود در حالیکه ما با اطمینان خاطر و غرور آینده ی بدون ریسک را برای خودمان پیش بینی می کنیم، از چند ثانیه ی دیگرمان خبر نداریم که چه سرنوشتی در انتظارمان است.به روایت دیگر ما برای اتومبیل خود بیمه نامه ی شخص ثالث تهیه می کنیم تا در صورت بروز حادثه شرکت بیمه از ما حمایت کند این نوع بیمه نامه ها دارای چهار کوپن دریافت خسارت است و ما در مدت اعتبار بیمه نامه فرصت داریم در حادثه های بعدی هم بار مالی خسارت ها را به دوش شرکت بیمه بیندازیم ولی در بیمه نامه عمر که در صورت بروز یک اتفاق ناگوار شانس مجددی برای استفاده ار بیمه نامه نداریم از اقدام به موقع کوتاهی می کنیم،اگر از کار افتاده شدیم دیگر فرصت برای خرید بیمه نامه نداریم و کوپن مجددی برای استفاده وجود ندارد بنابراین پشت گوش انداختن را کنار بگذارید و همین الان گوشی تلفن را بردارید و با مشاوران بیمه ای تان تماس بگیرید و برای خود و خانواده تان امنیت خریداری کنید و زیر چتر بیمه قرار بگیرید  تا فرصتی برای جبران هزینه های ناشی از خسارت هایتان داشته باشید.افرادی که در صنعت بیمه فعالیت می کنند باید همواره به ایجاد و تقویت شبکه فروش در راستای ایجاد تحول در شرکت بیمه ای خود اهتمام ویژه ای داشته باشند تا بتوانند وظایف نمایندگان بیمه در قبال مردم را به خوبی انجام دهند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست