رابطه ی صنعت بیمه با علم حقوق تا حدودی در این مقاله برسی خواهد شد.ابتدا علم حقوق را تعریف می کنیم. علم حقوق به مجموعه ای از قواعد و مقررات گفته می شود که روابط بین افراد را تنظیم می کند،البته تعاریف و تقسیم بندی های مختلفی از علم حقوق وجود دارد که بحث در این مورد از حوصله این مقاله خارج است.

رابطه حقوق و بیمه

رابطه ی صنعت بیمه با علم حقوق

انسان موجودی است که نیاز های گوناگون دارد. از نیاز های زیستی اولیه تا نیاز های معنوی عالی که ناچار است آن ها را براورده کند. مثلا برای تامین غذا کشاورزی کند و محصول به دست بیاورد یا برای نیاز های معنوی به مذاهب گوناگون متوسل شود. یکی از نیاز های بشر،نیاز به امنیت است که باعث شد برای امنیت پیدا کردن در برابر گرما به دنبال لوازمی برود که سرما تولید کند و توانست اقسام لوازم سرمایشی را اختراع کند. برای امنیت در برابر بیماری ها هم به دنبال راه پیشگیری و درمان بود که موجب پیشرفت علم پزشکی شد؛ اما انسان در برابر حوادث و جبران خسارات ناشی از آن نیز به امنیت نیاز داشت که توانست در اعصار گوناگون روش های گوناگونی برای جبران این مورد بیابد. مثلا اقوام و نزدیکان فرد ضرر دیده از حادثه،در عصر روستایی برای جبران خسارت،به او کمک می کردند.

ولی با پیشرفت جامعه ماشینی و افزایش میزان حوادث و خسارات ناشی از این پیشرفت،جامعه نیز نیازمند راهکار های جدید بود تا اینکه نهادی به نام بیمه را بنا نهاد؛اما برای اینکه این نهاد بتواند به هدف خود برسد به یک سری اصول و ساز و کار نیاز داشت و از طرفی هرچه نیاز به امنیت به واسطه پیچیده تر شدن زندگی اجتماعی بیشتر شد پیچیدگی این نهاد نیز بیشتر شد. پیچیدگی موازی نهاد بیمه و نیاز های مختلف امنیتی  در برابر حوادث گوناگون از یک طرف و حضور افرادی که اساسا نهاد بیمه برای جلوگیری از تضییع حقوق آن ها تشکیل شده بود و از طرف دیگر باعث شدند اندیشمندان و حقوقدانان به فکر تنظیم روابط بین نهاد بیمه و افراد خسارت دیده بیفتند تا بدین ترتیب هم افراد، حقوق نهاد بیمه را حفظ کنند و این نهاد بتواند به حیات خود ادامه دهد و هم حقوق افراد دیگر با این نهاد حفظ شود.

رابطه ی حقوق با بیمه

در نتیجه قوانینی مثل بسیاری از قوانین دیگر وضع شد که برای روابط اجتماعی و نظم عمومی لازم بود. وجود همین قوانین و مقررات در حوزه نهاد بیمه باعث شده است این نهاد پابرجا بماند و حقوق طرف های دخیل هم در این نهاد حفظ شود.

ما در مقام نمایندگان صنعت بیمه باید با قوانین موجود آشنا باشیم و آن ها را بیاموزیم تا هنگام ضرورت به بیمه گذاران و مراجعه کنندگان مشاوره درست و دقیق ارائه کنیم. قرار نیست در زمینه حقوق خبره شویم؛ ولی باید حداقل های مورد نیاز با فلسفه شان را بدانیم. متاسفانه نه در رشته بیمه که در دانشگاه ها تدریس می شود واحد های درسی کافی برای شناخت مسائل حقوقی گنجانده شده است و نه در دوره های بیمه ای که شرکت های بیمه برای نمایندگان خود برگزار می کنند چنین مواردی در نظر گرفته شده اند و اگر مواردی هم تدریس شود بیشتر افرادی آموزش می دهند که تحصیلاتشان در رشته حقوق نیست و از اصول حقوقی اطلاع ندارند و معمولا به بیان چند مسئله حقوقی در باره بیمه های مسئولیت اکتفا می کنند بدون آنکه فلسفه و اصول آن را بدانند. متاسفانه بیشتر نمایندگان بیمه هم فکر می کنند مسائل فنی در درجه اول اهمیت قرار دارند و به همبن دلیل بیشتر به دنبال یادگیری مسائل فنی هستند که به نظر در درجه دوم اهمیت قرار دارند. مثلا افراد فعال در رشته بیمه باید بدانند قراردادی که با مشتریان منعقد می شود باید یک سری شرایط را رعایت کنند تا قرارداد اجرایی باشد. این شرایط شامل موضوع قرارداد ،طرف های قرارداد،شرایط ضمن قرارداد و … است،از این رو برای موفقیت بهتر آموختن این مسائل ضروری است.

یک روز در دفترم نشسته بودم که پسری حدودا 17ساله با حالت بسیار پریشان و غمگین وارد شد و گفت برای پرسیدن یک سوال آمده است. من که متوجه بی قراری و پریشانی او شده بودم تعارف کردم که بنشیند و سوالش را بپرسد. او داستانش را این طور تعریف کرد که چند روز پیش پدر و مادرم با خودروی پژوی خود (که پدرم رانندگی می کرد) با یک پژوی دیگر که راننده و سرنشین آن هم یک زن و شوهر بودند تصادف کردند و متاسفانه پدر و مادرم و سرنشینان خودروی مقابل هم فوت کردند و پلیس پدر مرا مقصر حادثه اعلام کرده اند. حالا هم فرزندان طرف مقابل من را تهدید می کنند که چون پدر من مقصر بوده و باعث کشته شدن والدین آن ها شده است علیه من شکایت می کنند،وکیل می گیرند و من را قصاص می کنند و از این حرف ها. او گفت که من فرزند بزرگ خانواده هستم و یک خواهر کوچک تر دارم و اگر قرار باشد من مجازات شوم،وضعیت خواهرم چه می شود. او اضافه کرد که این موضوع را برای یک نماینده بیمه دیگر هم مطرح کرده است و او هم حرف طرف دیگر را تایید کرده و گفته است که چون من فرزند بزرگ هستم،مسئول این قضیه نیز هستم. حالا با دیدن دفتر شما فکر کردم از شما هم بپرسم تا مطمئن شوم. من قضیه را برایش توضیح دادم و به او قول دادم که در صورت نیاز کمکش خواهم کرد و گفتم که حرف های بازماندگان  حادثه تصادف علیه شما ناشی از ناراحتی و حرف های همکار نماینده از روی بی اطلاعی بوده و تا حد زیادی توانستم آرامش را به او برگردانم؛ اما واضح بود این همه تضاد در پاسخ به یک سوال او را سردرگم کرده است. حال سوال مهمی که در اینجا مطرح می شود این است که نظر این نوجوان در آینده در مورد نمایندگان بیمه به طور عموم چه خواهد بود؟ نظرش درباره نماینده مشاور شرکت متبوعش چیست؟ آیا او بار دیگر به دفتر آن نماینده بیمه یا نمایندگان آن شرکت مراجعه خواهد کرد؟

رابطه ی حقوق با علم بیمه

علم روانشناسی می گوید او هرگز سراغ نمایندگان آن شرکت بیمه نخواهد رفت. این فرد چقدر می تواند در تبلیغات منفی علیه شرکت بیمه موثر باشد؟ این مشاوره نادرست چقدر از نظر اخلاقی نادرست است؟

اگر این نماینده بیمه درباره اصل شخصی و فردی بودن مجازات اطلاعی داشت هرگز چنین مشاوره نادرستی ارائه نمی کرد. واضح است که این نماینده حتی به خود زحمت یک بار مطالعه قانون بیمه شخص ثالث و مسئولیت مدنی را نداده است. بدین سبب به دلیل رابطه تنگاتنگ صنعت بیمه و علم حقوق لازم است نمایندگان بیمه مسائل حقوقی مخصوصا قوانین مربوط به قرارداد ها را یاد بگیرند.

در پایان امیدوارم که از تلاش همکارانم در جهت افزایش دانش در صنعت بیمه کمال رضایت را داشته باشید و همچنین در این راستا توصیه میکنم مقالات،چگونه حاشیه سود خود را در بیمه افزایش دهیم؟، چرا مشتری ها در بیمه ما را دور میزنند؟ و دلایل شکست در فروش بیمه عمر نیز بازدید به عمل آورید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست