آیا بیمه عمر حرام است؟در پاسخ به مشتریانی که می گویند بیمه عمر حرام است چه بگوییم؟ابتدا باید ببینیم مشتری از چه منظری بیمه عمر را حرام می داند. مشتریان چند دلیل برای حرام بودن بیمه عمر دارند.ابتدا به کسانی پاسخ می دهم که اعتقاد دارند به دلیل اینکه برای پولی که پایان دوره بیمه عمر بدست می آورند زحمتی نکشیده اند و کاری نکرده اند،سرمایه بیمه عمر حرام است. افرادی که چنین مسئله ای را مطرح می کنند چند دسته اند و وظیفه یک فروشنده حرفه ای این است که این دسته از مشتریان را با ارزش های محصول شان به درستی آشنا کنند. یک فروشنده حرفه ای باید با استفاده از مهارت هایش در مشتری ایجاد انگیزه و مشتری را به خرید بیمه نامه تشویق کند. برای اینکه مشتری را به مرحله تصمیم گیری و خرید برسانیم،ابتدا باید بدانیم دلیلی که برای نخریدن طرح کرده است،آیا ایراد است یا بهانه؟ یک فروشنده حرفه ای و با هوش باید بتواند به درستی تشخیص دهد حرف مشتری چیست؟مانند یک پزشک که پس از معاینه و دیدن نتایج آزمایش و سایر موارد ،بیماری را به درستی تشخیص می دهد و تکلیف خودش را با بیمارش مشخص می کند.

بیمه عمر ایران

آیا بیمه عمر حرام است؟

بنابرابن ماهم در مقام یک فروشنده بیمه وقتی با چنین پاسخ هایی مواجه می شویم،باید تشخیص درست بدهیم که آیا مطرح کردن حرام بودن بیمه عمر ایراد است یا بهانه و اگر به نتیجه رسیدیم که بهانه است،وقت ارزشمندمان را برای آن مشتری صرف نکنیم؛ولی اگر تشخیص دادیم ایراد است،وظیفه داریم تا آخرین مرحله و برای برطرف کردن ایراد های مشتری تلاش کنیم. یکی از روش هایی که می توانیم سریع تر به پاسخ برسیم این است که از مشتری بپرسیم آیا در مسائل شرعی مجتهد است یا نه یا اینکه از مجتهدی تقلید می کند یا نه؟ اگر پاسخش بله بود باید به او گفت که بیشتر علمای شیعه اشتراک نظر دارند که در جامعه امروزی،بشر به بیمه نیاز دارد و نداشتن بیمه به جامعه آسیب می رساند،بنابراین داشتن بیمه اشکال شرعی ندارد و ضرورت است.

حال اگر بحث ما زحمت کشیدن برای پولی است که از بیمه دریافت می کنیم،من از مشتری می پرسم«آیا خودروتان را بیمه شخص ثالث می کنید؟»؛ «بله»؛ «می توانم بپرسم چرا؟»؛ «چون اجباری است.»؛ «پس اگر اجباری نبود نمیخریدید؟» در اینجا مشتری دو پاسخ بیشتر نخواهد داشت؛پاسخ اول، «نه بیمه نمی کردم» می پرسم «اگر تصادف کردید و بر اثر تصادف خدای نکرده دو نفر کشته شدند،آیا خسارت زیان دیدگان را که حدود پانصد میلیون تومان می شود،خودتان می پردازید؟»اگر جواب سر بالا داد و منطقی به پرسش ها جواب نداد،متوجه می شوم که این مشتری بهانه می آورد نه ایراد و با یک عذرخواهی کوچک او را به حال خودش رها می کنم؛ولی اگر پاسخ منطقی به پرسش ها داد،ادامه می دهیم. «خب پس شما خودتان را بیمه می کنید تا هنگام خسارت شرکت بیمه از شما حمایت کند. حال اگر در یک حادثه باعث مرگی شدید و بیمه به جای شما دیه او را پرداخت،این مبلغ حرام نیست؟ آیا شما برای 250میلیونی که شرکت بیمه پرداخت کرده و شما را از دین آزاد کرده است،زحمت کشیده اید؟»؛ «خب شرکت بیمه که آن پول را به من نداده است.»؛ «درست است که شرکت بیمه خسارت را به شما نداده است؛ اما آیا بدهی شما را پرداخت کرده و از زندان رفتن شما جلوگیری کرده است یا نه؟»؛ «خب بله»؛ «اگر این بدهی پرداخت نمی شد،شما می توانستید آزاد باشید؟»؛ «به طور قطع خیر.»

بیمه عمر ایران

اما پرسش و پاسخ بعدی، «آیا از نظر شرع اسلام دیه حرام است؟»؛ «خب بله»؛ «اگر کسی پدرش بر اثر تصادف فوت کند و شرکت بیمه طبق قانون از طرف مقصر،دیه فرد حادثه دیده را بپردازد،شرعا دریافت این دیه برای همسر یا فرزند متوفی حلال است؟»؛ «بله»؛ «آیا بازماندگان و استفاده کنندگان از دیه برای این پول زحمت کشیده اند؟فعالیتی کرده اند؟برای پرداخت پول چه کاری انجام داده اند؟» به یقین مشتری باید بپذیرد که پول طبق موازین شرعی حلال است و مقاومتی نکند و شما ادامه گفت و گو را برای نهایی کردن فروش جلو ببرید.

گفت و گوی بعدی، «اگر پدربزرگی در باغش درخت گردویی داشت و درخت به بار نشست و پدربزرگ فوت کرد،پس از او صاحب باغ،درخت گردو و گردو ها چه کسی خواهد بود؟»؛ «خب مشخص است،پسرش صاحب باغ خواهد بود.» «و پس از مرگش به چه کسی خواهد رسید؟:؛ «به نوه اش»؛ «آیا گردو ها و میوه های درختان برای این نوه حلال است؟»؛ «بله صددرصد حلال است،حتی حلال تر از شیر مادر.» «آیا این نوه برای کاشتن این درخت یا آبیاری آن درخت زحمتی کشیده است؟»؛ «نه»، «خب،چگونه وقتی برای میوه های درخت کاری انجام نداده،حلال هستند؟ یا اگر باغبانی که بیست سال پیش درخت گردو را کاشته،مدتی آبیاری کرده و در همان زمان هم دستمزدش را گرفته است،حال این گردو ها مال اوست،پاسخ شمای مشتری به چنین آدمی چیست؟ آیا به نظر شما در مقابل چنین سوال های قدرتمندی امکان مقاومت وجود دارد؟»

بیمه عمر ایران

گفتمان بعدی یک تجربه شخصی است. با فردی راجع به بیمه عمر صحبت کردم و او قانع شد،فرم را پر و حق بیمه را پرداخت کرد و خداحافظی کردیم. روز بعد با دفتر کارم تماس گرفت و گفت لطفا بیمه نامه ام را صادر نکنید. با او تماس گرفتم و گفتم اشکالی ندارد،فردا با ذی نفع بی نامه تان بیایید تا تشریفات لازم را انجام و پولتان را برگشت دهیم. روز بعد همراه پدرش وارد دفتر شد. پس از خوش و بش و پذیرایی،فرم ها را روی میز گذاشتم و دسته چک را برای نوشتن وجه آماده کردم. برگه سفید را در مقابل پدر و پسر گذاشتم و اجازه خواستم تا پیش از آنکه اقدامی انجام بدهم،چند سوال از آن ها بپرسم. گفتم:«می توانم بپرسم چرا این بیمه نامه را خریدید؟» مشتری پاسخ داد:«بله،برای آینده خودم و پسرم.» گفتم:«بسیار عالی،پس چرا می خواهید آن را فسخ کنید؟» گفت:«خب حالا نیازی به این بیمه نامه ندارم؟» با نگاهی حاکی از تعجب و تغییر لحن کلامم پرسیدم:«می توانم از شما خواهش کنم به من بگویید که از دیروز تاحالا چه راهکاری را پیدا کردید که آینده خود و فرزندتان را تامین کرده است و دیگر احساس نیاز به بیمه نمی کنید؟» پدر در این لحظه لب به سخن گشود و گفت:«ببخشید،این بیمه نامه ها از نظر شرعی اشکال دارند و بعضی از علما جایز ندانسته اند،چون نظرشان این است زمان پیامبر چنین چیزی نبوده است،بنابراین اشکال شرعی دارد.» لبخندی زدم و پرسیدم:«شما مکه هم تشریف برده اید؟» پاسخ داد:«بله،دوبار حج رفتم،یک بار حج عمره و یک بار حج تمتع.» گفتم:«بسیار عالی خدا قبول کند. ببخشید حاج آقا،با چه وسیله ای به عربستان رفتید؟» گفت:«ببخشید،منظورتان را متوجه نمی شوم!» گفتم:«منظورم این است که پیاده که تشریف نبردید؟» خنده ای کرد و گفت:«مزاح می فرمایید؟» گفتم:«نه حاج آقا،فقط دوست دارم بدانم با چه وسیله ای سفر کردید؟» گفت:«خب معلوم است دیگر با هواپیما.» گفتم:«ببخشید زمان پیامبر هواپیما هم بود؟ آیا پیامبر با هواپیما از مکه تا مدینه مشرف شدند؟» گفت:«خب آن موقع هواپیما نبود،الآن شرایط فرق کرده است.» گفتم:«یعنی پیامبر اگر در شرایط امروز قصد سفر داشتند،از هواپیما استفاده می کردند.» گفت:«به عقل من بله،چون در آن زمان هیچ امکاناتی نبوده،مردم از اسب و شتر استفاده می کردند.» گفتم:«بله،دقیقا حق با شماست،وقتی شرایط تغییر می کند،ما هم باید سبک زندگی مان را تغییر بدهیم. آیا به نظر شما اگر ما در عصر ماشین بخواهیم با شیوه های عصر سنتی زندگی کنیم و در مقابل تغییر مقاومت کنیم،امکان ادامه زندگی برایمان ممکن است؟ اگر بخواهیم با شیوه های شکار و پخت و پز و شیوه زندگی انسان های جنگلی زندگی کنیم،می توانیم جایی در میان انسان های امروزی داشته باشیم؟ آیا فکر می کنیددر عصر ماشینیسم،بیمه یک الزام است؟ آیا بهتر نیست فرزندانمان را با علم روز تربیت و آشنا کنیم و به  آن ها آموزش بدهیم آینده نگری یک اصل برای بقای انسان است و بیمه هم یکی از مظاهر تمدن و تضمین کننده آینده ای روشن و امن است؟»

در پایان نباید از وظایف شبکه فروش در قبال مردم غافل شد که باید همواره در راستای ارائه خدمات مناسب بکوشند و در جهت تشکیل یک تیم فروش الماسی در بیمه گام بردارند تا بتوانند سریع و تر و راحت تر بیمه عمر را بفروشند و به توسعه و اعتلای صنعت بیمه خدمت کنند.

 

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست